207 بودند و مرحوم آقاى نجفى از جلوى چشم گذشت. ولى از اعضاى بعثه نبود. آقاى بروجردى آمادگى خاصى براى جوابگويى داشت. در آن لحظه دو موضوع مطرح شد: يكى آنكه براى اعضاى بعثه ميوه آوردند و براى هر كدام در ظرف جداگانه گذاشتند.
يك بشقاب ميوه به فاصله يك مترى آقاى بروجردى،قرار دادند؛ ولى صاحب آن حاضر نبود. من عرض كردم: پس اين بشقاب مال كيست؟! گفتند: اين سهميهآقاى شيرازى است كه فعلاً حلق و قربانى و راى او مطرح بود و تكليف مقلدين او روشن شد.
موضوع دوم آنكه متن عبارت و جملهاى مورد بحث واقع شد. آن متن مربوط به حضرت اميرالمؤمنين(ع) بود كه در عالم خواب اصل عربى آن را مىدانستم و تكرار مىكردم، ولى بعد از خواب اصل متن در ذهنم نمانده بود. اين متن از كلام معصومين(عليهمالسلام) يا افراد عادى نبود، بلكه شبيه به حديث قدسى بود و مضمون آن متن در ضمن دو جمله محقق مىشد.
«آن مقام گرچه مقامى است عالى و بلند، ولى براى علي(ع) وهنآور و كوچك است» و در جانب ديگر «گرچه مرتبهاى بسيار عالى است، ولى همان مرتبه براى علي(ع) نقص است». پس من آن متن را با معنايى كه خودم فهميده بودم خدمت آقاى بروجردى بردم تا آقا نظر بدهد. آقا نگاهى كردند و فرمودند: اين معنا نزديك به مضمون متن است و آقايان ديگر هم نظر دادند و در اين وقت از خواب بيدار شدم.