144و هم فراوان و اطراف چاه هم خلوت بود. آبى كه در آن زمان استفاده مىشد، آب زمزم اصل بود. اما اكنون چند رشته آب به زمزم متصل كردهاند و آب خالص زمزم يا اصلاً وجود ندارد يا در نهايت قلت است.
پس از عمرۀ تمتع حج تمتع
عمرۀ تمتع را انجام داديم و روز هشتم ذيحجه روز ترويه، احرام حج تمتع را بستيم و افراد عازم عرفات شدند. وسيله رفتن به عرفات همان ماشين بارى بود. از عرفات و مشعر و منا در سفر اول چيزى بهياد ندارم. فقط روز عيد كه براى رمى جمره عقبه مىرفتيم، ما را از طريق سوقالعرب كه از كنار مسجد خيف مىگذرد، سير داده و راهنمايى كردند. راه مزبور خاكى و بعضى قسمتهاى آن گلوشل بود.
بعد از مسجد خيف در وسط راه به يك تپه به ارتفاع يك متر كه وسط جادّه بود، رسيديم. گفتند اين جمره اولى است. از آن محل گذشتيم و پس از تقريباً پانصد متر تپه ديگرى در شارع بود كه گفتند اين جمرۀ وسطى است. اين تپه قدرى بلندتر و روى يك قطعه زمين مرتفع واقع شده بود. از آن جمره گذشتيم و با طى مقدارى راه به جمره عقبه رسيديم كه آن جمره به صورت يك تپه يكطرفى بود؛ يعنى برخلاف دو جمره قبلى كه دورتادور آن باز بود و از هر طرف امكان رمى بود، در جمرۀ عقبه غير از يك جانب بيشتر نبود.
در داخل تپه بزرگ چند قطعه سنگ به صورت مربع تعبيه كرده بودند و محل رمى، فقط همان مقدار سنگچين شده بود. مىبايست