141 حجرالأسود مشكلى نداشت و نماز طواف را در حوض، پشت مقام و متصل به مقام مىخواندم و مانعى در كار نبود.
پشت مقام يك حوض مربع وجود داشت كه چهار نفر مىتوانستند در آن حوضچه بايستند و نماز خود را پشت مقام و متصل به مقام بخوانند.
صفا و مروه
صفا و مروه كاملاً مشهود بود. مسافت بين صفا و مروه زمين سنگلاخ بود. پاها به سنگها برخورد مىكرد و ريگهاى كوچك و بزرگ پاها را آزار مىداد. فضاى صفا و مروه مسقف نبود.
طرف مسجدالحرام مغازه عطاران و اهل معامله بود و جانب مقابل، يعنى طرف سوقالليل مسافرخانه بود و خاطرم هست مشغول سعى بودم كه مسافرهايى كه در اتاقهاى بالا منزل كرده بودند، از بالا آب به سرم ريختند و از نجاست و پاكى آن حرفى نزدم.
پس از سعى، تقصير كردم و به منزل برگشتم. تا وقتى هم كه در مكه بوديم توفيق طواف و نماز را داشتيم.
اجمالى از وضع جغرافياى مكه مكرمه
همان طور كه گفتم مسافت بين صفا و مروه سنگلاخ و بدون سقف بود و از محل سعى تا در ورودى مسجدالحرام نيز زمين خاكى بود. دستفروشها آنجا بساط خريد و فروش پهن كرده و قطعههايى از پرده كعبه را در معرض فروش قرار داده بودند. من هم يك قطعه خريدم كه الآن موجود است. در بزرگ ورودى مسجدالحرام، چوبى بود و باب السلام نام داشت.