137 كسى خودش فرش داشت، گوشهاى مىانداخت و مىنشست. وگرنه...! من و امثال من تماشاگر بودند.
از جده تا جحفه
پس از دو شب يا يك شب و يك روز توقف در جده عازم جحفه شديم. همان طور كه قبلاً گفته شد، اين سالن مدينةالحاج نزديك بحر احمر بود. با بعضى دوستان به كنار دريا رفتيم و من براى غسل احرام، خود را به دريا زدم. كنار دريا آلوده بود. آب هم بسيار شور و به سرخى متمايل بود. حقير مقدمات احرام را انجام دادم، ولى كاروان هنوز آماده نشده بود.
ضريح مطهر حضرت حوّا(عليهاالسلام)
نزديك مدينةالحاج مقبره بسيار بزرگى بود. ابتداى اين مقبره در بزرگى داشت و قبر مرتفعى با بلنداى بيش از يك متر در ورودى مقبره ديده مىشد كه مىگفتند: «هذا قبر امّنا حوّا(عليهاالسلام)». قبر مطهر را از نزديك زيارت كرديم و به سالن حجاج برگشتيم. قبر مطهر مشخصات خاصى نداشت. فقط امتيازى كه با ساير قبور داشت، تخته سنگى بود به ارتفاع يك متر يا بيشتر كه روى آن قرار داشت. 1 بعد عازم ميقات جحفه شديم.