111 چوبى، اكتفاء كرد. اى كاش آن آثار ساده و بىآلايش بود تا مىديدند و دست از تفاخر و مباهات و فخرفروشىها بر مىداشتند. 1
غير از على درِ خانههاى خود را ببندند
سمهودى در جلد اول تاريخ خود فصل نهم گفته است كه در خانههاى اصحاب پيغمبر(ص) به سوى مسجد باز مىشد و براى هر كدام درى بود به سوى مسجد كه براى نماز وارد مىشدند و پس از اداى فريضه به منازل خويشتن بازمىگشتند تا آنكه امر الهى نازل شد كه بايد همۀ اصحاب در خانههاى خود را از طرف مسجد مسدود كنند و تنها على بن ابىطالب از اين حكم مستثناست.
راوى گويد: ما در مسجد نشسته بوديم، ناگهان صداى گويندهاى از جانب رسولخدا برخاست كه مىگفت:
«ايُّها الناسُ سُّدُوا ابوابَكُم» . از اين ندا اضطراب و هيجانى عجيب در مردم پيدا شد و به يكديگر نگاه مىكردند و در حيرت فرو رفته بودند. اما كسى برنخاست. منادى براى بار دوم آمد و اعلام كرد. ولى باز كسى بر نخاست.
بار سوم گفت: در خانههاى خود را از طرف مسجد ببنديد قبل از آنكه عذاب بر شما نازل شود. مردم از مسجد بيرون آمدند. حمزۀبن عبدالمطلب از مسجد خارج شد، درحالىكه ردايش به زمين كشيده مىشد. ابوبكر و عمر و عثمان و ساير صحابه، دهشتزده و متحير به نظر مىرسيدند. علي(ع) خدمت رسولخدا شرفياب شد. حضرت فرمود: «يا