60است. بنابراين براساس يافتههاى فرضيه غفلت و بدعت، زمانى ايجاد سازمان مرتبط با دين ضرورت دارد كه جايگزينى براى آن وجود نداشته باشد. همچنين در صورت تصميم به ايجاد سازمان مربوط، تابع هدف به طور روشن تشريح شود و دستگاههاى اصلاحگر براى كنترل انحرافات احتمالى معين شود.
در صورت غفلت از اين يافتهها، نوعى انحراف از اصول و هدف حاكم مىشود. اما ادارهكنندگان سازمان مربوط، به دليل جايگاه روانشناختى تقدس دينى، حتى ممكن است احساس پيروزى و اقتدار كاذب كرده و به دفاع از اشكالات سازمان مبادرت كنند. تداوم اين وضع در نهايت به تهى شدن سيستم از اصولى خواهد شد كه بايد سيستم حافظ آن باشد كه در اين صورت بدعت حاكم مىشود. شايد به دليل چنين بىتوجهىهايى بوده است كه آنقدر حقايق دگرگون مىشود كه خداوند با چندين قسم به يك قوم متدين مىفهماند كه در مسير انحراف قرار دارند: ( إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ .... وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطٰانٍ رَجِيمٍ * فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ * إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِكْرٌ لِلْعٰالَمِينَ * لِمَنْ شٰاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ ) (تكوير19-29). قرآن اين هشدارها را خطاب به سران و صاحبان سازمانهاى آن زمان بيان مىكند و زمينه دورى از بدعت و انحراف را فراهم مىكند. (طباطبايى، 1397.ق، ج20، ص326؛ رازى، 1413.ق، ج 31، ص72).
از پيامهاى فرضيه غفلت و بدعت، رفتار و انديشه تقدسمدار افراد و دستگاههايى است كه به دليل ارتباط دينى حاصل مىشود. در واقع سيطره ابعاد روانشناختى است كه برخى، خود و دستگاه خود را منطبق بر آن جايگاه به ظاهرقدسى مىدانند؛ براى مثال سازمان حج، كه عظيمترين مناسك را برگزار مىكند و در دستگاه خداوندى در سطوح عالى مطرح است، كاركرد خود را با آن سطوح عالى منطبق مىداند و اين مىتواند يك قدرت ظاهرى فراهم آورد. آن سيطره روان شناختى باعث مىشود كه سازمان مربوط باور كند از هرگونه خطايى بهدور است. اما خصلت نداشتن غفلت، به شخص آموزش مىدهد كه اگرچه خداوند خطاناپذير است، اما مسئول سازمان مربوط نبايد احساس كند كه انديشه و رفتار او نيز بىخطاست. پس از ملاحظه دقيق اين بحث، مىتوان به خوبى درك كرد كه چرا قرآن در چند جا تصريح مىكند كه خداوند غافل نيست (بقره: 74، 85، 140، 144 و 149؛ آل عمران: 99؛ انعام: 132؛ هود: 123؛ نمل: 93؛ ابراهيم: 42) و منحرفان و ستمپيشگان فكر نكنند خداوند از عملشان غافل است 1. مفسران عقيده دارند اين هشدار به مدعيان دين، در مورد آثار غفلت آنهاست. ازاينرو تعجبى ندارد كه از نظر قرآن مرتبه غفلتكنندگان، از همه پايينتر باشد. 2