45امام(رحمه الله) مىفرمايد:
در اين سال كه به واسطه انقلاب اسلامى به برادران و خواهران ما صدمات و ضررهاى بسيار از حكومت طاغوتى رسيده است و بسيارى از معلولين از حوادث انقلاب احتياج مبرم به كمك دارند، مقتضى است كسانى كه مىخواهند حج استحبابى بهجا آورند، هزينه آن را صرف در احتياج برادران و خواهران خود كنند، كه ثواب آن نزد خداوند تعالى بسيار بر حج استحبابى ترجيح دارد. و نيز كسانى كه بهعنوان سوغات مصارف ناروا مىنمايند يا تشريفات و مهمانىهاى خارج از رويه در وقت برگشت از حج مىنمايند، مقتضى است اين نحو هزينهها را صرف احتياج برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند تعالى به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد. (صحيفه امام، ج10، ص: 63)
2- 1 - 5. انتقاد از دخالت شرق و غرب در امور مسلمين
امام خمينى(رحمه الله)، حج را محملى براى انتقاد از دخالت قدرتهاى غربى و شرقى در امور مختلف مسلمين از مسائل سياسى گرفته تا مسائل اقتصادى مىدانند. در واقع بايد مسلمين خود مقدرات كشورهاى خود را بدست گيرند نه اينكه ساير قدرتها بهويژه در اقتصاد ايشان دخالت كنند و اينها حق اظهار نظر و ابتكار عمل نداشته باشند. ايشان در پيام برائت از مشركين خطاب به حجاج مىفرمايند:
و يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياستهاى اقتصاد سرمايهدارى و اشتراكى در جامعه است، هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملتهاى جهان گرديده است... و حق تصميمگيرى در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است. (صحيفه امام، ج20، ص342)
ايشان به حجاج تذكر مىدهند كه بيگانگان چگونه و از چه راههايى در امور اقتصادى مسلمين دخالت مىكنند:
[مسلمانان] على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمينهاى حاصلخيز جهان و آبها و درياها و جنگلها و ذخاير، به فقر و درماندگى گرفتار آمدهاند و كمونيستها و زراندوزان و سرمايهداران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كردهاند و با ايجاد مراكز انحصارى و چند مليتى، عملاً نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راههاى صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخگذارى و بانكدارى را به خود منتهى نمودهاند و با القاى تفكرات و تحقيقات خود ساخته، به تودههاى محروم باوراندهاند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده و الاّ راهى براى ادامه حيات پابرهنهها، جز تن دادن به فقر باقى نمانده است و اين مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهى اندك هم از پرخورى و اسراف