140متوسط سن زائران ايرانى شده است. اگر در ثبتنام اخير عمره متوسط انتظار را 5 سال در نظر بگيريم، سن انتظارى عمرهگذاران 46 سال خواهد بود. اين در حالى است كه اگر بهصورت تصادفى تنها زائرانى براى دو سال انتخاب مىشدند و تركيب سنى ثبتنامكنندگان نيز ثابت مىماند، سن انتظارى عمرهگذاران 42 سال مىبود.
اگر ميانگين گروه سنى اكثريت افراد (گروه سنى30 تا 50 سال) در ثبتنام عمره 90 را 45 سال در نظر بگيريم، انتظار داريم40 درصد ثبتنامكنندگان بين سن 47 سالگى تا 54 سالگى به عمره اعزام شوند و متوسط سنى آنها 5.50 سال خواهد بود. از طرفى ديگر، اگر درصدى از گروه سنى 40 تا 50 سال بنا به هر دليلى موفق به ثبتنام نشده باشند، علاوه بر انتظار 5 تا 9 ساله براى ثبتنام مجدد، مىبايد دورهاى را نيز براى اعزام در نوبت بمانند. اگر فرض كنيم كه در دوره بعدى ثبتنام به همين روال براى 5 تا 9 سال بعد ثبتنام به عمل بيايد، افراد با متوسط سنى 45 سال كه در مرحله بعد ثبتنام مىكنند، هنگام ثبتنام متوسط سنى بين 50 سال تا 54 سال خواهند داشت. در اين صورت اين افراد در فرض اول بين 57 سالگى تا 67 سالگى و در فرض دوم بين 54 سالگى تا 59 سالگى به عمره اعزام مىشوند. در اين صورت متوسط سنى آنها بين حدود 56 تا 62 سال خواهد بود. اين بدين معنا است كه سن انتظارى عمره براى اين گروه سنى به طور متوسط 11 سال افزايش مىيابد.
لازم به ذكر است كه سازمان حج تمهيداتى براى اعزام سريعتر افراد سالمند و همچنين اعزام افراد جوان به حج اتخاذ كرده است. براساس اين سياست، ثبتنام كنندگان حج تمتع با سن 85 سال به بالا در اولويت قرار گرفتهاند. همچنين سياست اعزام دانشجويان و دانش آموزان به حج نيز توانسته است تا حدودى از سن انتظارى حج بكاهد. با اين وجود، نمىتوان اثر منفى ثبتنامهاى طولانى مدت بر سن انتظارى حج را ناديده گرفت.
3-7. تغييرات سهميه حج
اينكه سياست ثبتنام بلندمدت حج توانسته باشد توان چانه زنى ايران را براى افزايش سهميه افزايش دهد، نيازمند تامل است. اين سياست در حج تمتع نتوانسته اثرى داشته باشد و سهميه ايران در حدود 100 هزار نفر باقى مانده است. در مورد عمره مفرده، مسئولان، رايزنىهايى را براى افزايش سهميه سالانه ايران به بيش از يك ميليون سهميه آغاز كردهاند. براى ارزيابى ميزان اثر گذارى اين چانه زنى مىبايست به انتظار نشست. از جهت نظرى مىتوان اين ادعا را مطرح كرد كه داشتن فهرستهاى اعزام طولانى مدت مىتواند توان چانهزنى ايران در تعاملات سياسى را كاهش دهد، زيرا به واسطه وجود فهرست طولانى مدت، كشور ميهمان قدرت مانور كمى براى اثر گذارى بر سياستهاى كشور ميهمان دارد.