45كمرنگتر شد و چنين سفرى را بدعت ناميدند و بعدها در عبارتى نرمتر گفتند: «سفر براى زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] مشروع نيست».
خدا را سپاس مىگوييم كه چشمها كمكم بر حقايق باز مىشود.
سفر براى زيارت پيامبر(ص)
لازمة زيارت، سفر كردن است؛ زيرا زيارت عبارت است از رهسپار شدن زيارتكننده به سوى زيارتشونده؛ اين جابهجايى، مستلزم سفر است و بدون سفر، زيارت تصورناپذير است؛ همانگونه كه هجرت بدون جابهجايى ممكن نيست. اين سفر، بهترين چيزى است كه دوستداران از رهگذر آن تقرب مىجويند و راست كرداران راستبيان، براى آن مىكوشند؛ زيرا تقرب جستن به خداوند و فرستاده او از بهترين اعمال است.
آنچه از اين تقرب سرچشمه مىگيرد و تمامى مستلزماتى كه اين تقرب را به وجود مىآورد، همه سبب تقرب به خداست: يَهْدِي اللّٰهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشٰاءُ ؛ «خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند». (نور: 35) و وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّٰهُ لَهُ نُوراً فَمٰا لَهُ مِنْ نُورٍ ؛ «كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده هيچ نورى براى او نيست». (نور: 40)
رفتن پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] به سمت «بقيع» و «اُحُد» براى تقدير از يارانش و اداى وفادارى به آنها صحيح است؛ به راستى چه كسى وفادارتر از آن بزرگوار بود؟
با رفتن ايشان به اين زيارت، مشروعيت و استحباب زيارت حاصل مىشود. وقتى ارج نهادن به زيارت و استحباب و مشروعيت آن نزد