200مىكنند. با توسل به آن حضرت و به شرافت اين مجاورت، استحقاق دستيابى به اين منقبت محقق مىشود.
رجال شناسى حديث
حافظ [ابن حجر] در كتاب «التقريب»، درباره «ابونعمان محمد بن فضل» ملقب به «عارم»، استاد بخارى مىگويد: «اين شخص مورد اعتماد است و در آخر عمر، دچار اختلال حواس شد».
البته اين سخن، نه به او زيانى مىرساند و نه به روايتش خدشهاى وارد مىكند؛ زيرا بخارى در الصحيح، بيش از صد حديث از او پيش از اينكه دچار اختلال حواس شود روايت كرده و پس از آن ديگر از او روايتى نقل نكرده است. دار قطنى مىگويد: «هيچكس مانند كارشناس، سخن مورد اعتماد بيان نمىكند».
ذهبى اين كلام ابنحبان را كه گفته است براى او احاديث انكار شدهاى وجود دارد، رد مىكند. ذهبى مىگويد: «ابنحبان نتوانست از او حديث ساختگى نقل كند. پس ادعاى او بر چه اساسى است؟» (چنانكه در ميزانالاعتدال 1 نيز آمده است).
راوى ديگر اين حديث، فردى راستگو به نام «سعيد بن زيد» است كه البته دچار توهمهايى نيز شده است. «عمرو بن مالك نكرى» نيز چنانكه ابنحجر درباره آنها در كتاب التقريب سخن گفته، مانند «سعيد بن زيد» است.