183
ثُمَّ انثَنَينا لِلزّيارَةِ نَقصُدُ ال
هنگامى كه وارد «مسجدالنبى» شديم، اول دو ركعت نماز تحيت به جا آورديم؛
پس به قصد زيارت قبر شريف بدان سو شديم؛ گويى بر روى چشمانمان مىرفتيم؛
در مقابل قبر، در پنهان و آشكار با فروتنى ايستاديم.
گويى او در قبر زنده و گوياست و ايستادگان سرفرو افكندهاند؛
آن هيبت بر آنها چيره شد و آن ستونها به شدت بر خود مىلرزيدند؛
چشمه اشكها جارى شد، درحالىكه مدتها بود كه آن چشمها كم آب شده بودند؛
مسلمان با هيبت و وقار فردى عالم و آگاه، سلام خود را به آن حضرت تقديم مىدارد؛
صداها در اطراف ضريح ايشان هرگز بلند نشده و بر آن قبر سجده نشده است.