139اگر فرض بگيريم مستثنىمنه مقدر واژه «مكان» است، تقدير كلام رسولخدا[(صلى الله عليه و آله)] بدين گونه خواهد بود: «به هيچ مكانى جز اين سه مسجد سفر مكنيد». معناى آن اين است كه حتى براى تجارت يا كسب علم يا انجام كار خير نيز مسافرت نكنيم.
اينها گونههايى از فرضهاى باطل و نادرست بود.
در اين حديث، مستثنى ذكر شده و مستثنى منه محذوف است؛ ازاينرو، چارهاى نيست جز اينكه آنچه دانشمندان زبانشناس، بر آن اتفاق كردهاند را در تقدير بگيريم. تقدير آن، تنها شامل سه وجه است:
وجه اول: لفظ «قبر» را در تقدير بگيريم كه مقدر آن اينگونه مىشود: «به سوى هيچ قبرى جز سه مسجد سفر مكنيد».
اين تقدير، بر اساس ديدگاهى است كه با استدلال به اين روايت، سفر براى زيارت را ممنوع مىداند. چنانكه مىبينيد اين تقدير نامناسبى است كه ذوق آشناى به زبان عربى را ارضا نمىكند و نسبتدادن آن به فصيحترين عرب نيز شايسته نيست.
وجه دوم: در تقدير مستثنىمنه به طور عام، لفظ «مكان» گرفته شود و اين وجه چنانكه گذشت باطل است و كسى به آن قائل نيست.
وجه سوم: در اين حديث مستثنىمنه مقدر، لفظ «مسجد» باشد؛ در اين صورت، سياق حديث به اين شكل خواهد بود: «به هيچ مسجدى جز اين سه مسجد سفر نكنيد». در اين عبارت، كلام نظم مىگيرد و بر اساس اسلوب زباندانان فصيح جارى مىشود و نيز ضعف و اختلالى كه در دو شكل پيشين بود، در اين عبارت رفع مىشود. قبول اين وجه، با فرض اين است كه در اين