137يزيد در اين ملاقات نه تنها نتوانست توجّه آنها را به خود جلب كند بلكه با اعمال جاهلانهاش بىكفايتى خود را به آنها ثابت كرد. 1
آنان هنگامى كه به شهر مدينه بازگشتند، آنچه را از يزيد ديده بودند براى مردم تعريف كردند. آنان در مسجد پيامبر(ص) فرياد مىزدند ما از نزد كسى مىآييم كه دين ندارد، شراب مىخورد، تنبور مىنوازد، شب را با مردان پست وكنيزان آوازه خوان به سر مىبرد ونماز را ترك مىنمايد. 2
مردم از عبدالله بن حنظله پرسيدند: «چه خبر آوردهاى؟» گفت: «از نزد مردى مىآيم كه به خدا سوگند اگر كسى غير از فرزندانم با من نباشد با او مىجنگم». مردم گفتند: «ما شنيدهايم كه يزيد به تو پول وهديههايى داده است».
عبدالله گفت:
درست شنيدهايد. ولى من آنها را نپذيرفتم مگر براى تدارك نيرو بر عليه خود او. به اين ترتيب عبدالله به تحريك مردم عليه يزيد پرداخت ومردم نيز اجابت كردند. 3
سيوطى مىنويسد: «سبب مخالفت اهل مدينه، اين بود كه يزيد در معاصى زيادهروى كرد». 4