130خوشحال گشت، ولى چون مشاهده كرد مسلمانان بدين جهت او را دشمن داشته وبغض او را بر دل گرفتهاند لذا اظهار پشيمانى نمود. وجا داشت واين حق مردم بود كه او را دشمن بدارند. 1
سبط بن جوزى نقل كرده:
هنگامى كه سر حسين(ع) را به نزد يزيد گذاردند اهل شام را دعوت كرد وشروع به كوبيدن چوب خيزران بر سر حضرت نمود. آنگاه اشعار ابن زبعرى را قرائت نمود كه مضمون آن اين است كه ما بزرگان بنىهاشم را در عوض بزرگان خود كه در بدر كشته شدند به قتل رسانديم.لذا در اين جهت اعتدال وتعديل برقرار شد. 2
3. انكار به اسارت بردن حريم امام حسين(ع)
ابن تيميه مىگويد: «يزيد حريمى از حسين را به اسيرى نگرفت، بلكه اهل بيت او را اكرام نمود». 3
پاسخ
اوّلاً: طبرى وديگران نقل كردهاند:
هنگامى كه اسرا را بر يزيد وارد كردند يحيى بن حكم با خواندن دو بيت ابنزياد را بر اين عمل توبيخ وسرزنش كرد... ولى يزيد مشت محكمى به سينه او زد وبه او گفت: ساكت باش! 4