129رسولخدا(ص) به نام ابوبرزه اسلمى خطاب به يزيد گفت: آيا با چوب دستىات بر گلوى حسين(ع) مىكوبى؟ آگاه باش! تو چوبت را بر جايى مىكوبى كه من ديدم رسول خدا(ص) آن جا را مىبوسيد. اى يزيد! در روز قيامت خواهى آمد؛ در حالى كه شفيع تو ابنزياد است. ولى حسين(ع) در روز قيامت خواهد آمد؛ در حالى كه شفيعش محمّد(ص) است، آن گاه برخاست وبر او پشت كرد واز مجلسش بيرون رفت. 1
رابعاً: ابن اثير نقل مىكند:
آنگاه يزيد بر مردم اذن داد تا بر او وارد شوند؛ در حالى كه سر مبارك امام حسين(ع) در مقابل او قرار داشت، ودر دستان او چوبى بود كه با آن به گلوى آن حضرت مىكوبيد. آنگاه مشغول قرائت اشعار حسين بن حمام شد كه دلالت بر افتخار وتكبّر او در موضوع كشتن امام حسين(ع) دارد. 2
اگر يزيد بر شهادت امام حسين(ع) وكشته شدن او راضى نبود چرا با چوب به گردن وبنابر نقل ديگر بر لب ودندان حضرت زد؟ وچرا بر اين كار با خواندن اشعار افتخار كرد؟!
سيوطى مىنويسد:
هنگامى كه حسين وفرزندان پدرش كشته شدند، ابنزياد سرهاى آنان را به سوى يزيد فرستاد. يزيد در ابتدا از كشته شدن آنها