756.اينكه مشتق از « اله الرجل إلى الرجل » باشد به معناى: « ا تجه اليه لشدّة شوقه اليه »؛ يعنى به جهت شدت اشتياقش به او رو نمود. 1
7. مشتق از (لاه) باشد به معناى ارتفاع؛ زيرا عرب به هر شيء مرتفعى (لاه) مىگويد، همانگونه كه هنگام طلوع خورشيد (لاهت) مىگويد. 2
بررسى اقوال
ظاهر اين است كه «إله» از ماده «أَلَهَ» باشد به معناى تحير و از آن جهت اطلاق بر خداوند متعال مىشود كه او ذات واجب الوجودى است مستجمع تمام صفات جمال و كمال به نحو استقلال، لذا عظمت او همه را متحير كرده و از ديدگان مستور و بر عقول همه محجوب است. و بدين جهت بر همگان لازم است تا براى رسيدن به كمال، او را پرستش و عبادت نمايند و معناى معبود لازمه معناى اصلى است، و اين معنا از كلمات برخى از علماى اهل سنت استفاده مىشود.
ابن تيميه در بيان معناى (اله) مىگويد:
فانّ الإله هو المألوه، و المألوه هو الذي يستحق ان يعبد، و كونه يستحق ان يعبد هو بما اتصف به من الصفات التي تستلزم ان يكون هو المحبوب غاية الحبّ، المخضوع له غاية الخضوع. 3
اله به معناى (مألوه) [اسم مفعول] است، و مألوه كسى است كه مستحق عبادت مىباشد و جهت استحقاق عبادتش اتصاف او به