101 مىخوانيد (و مىپرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند! ) و قول خداوند متعال: (او كسى است كه در آسمان معبود است ودر زمين معبود؛ واو حكيم وعليم است! پر بركت وپايدار است كسى كه حكومت آسمانها وزمين وآنچه در ميان آن دو است، از آن اوست؛ وآگاهى از قيام قيامت نزد اوست وبه سوى او بازگردانده مىشويد! كسانى را كه غير از او مىخوانند قادر بر شفاعت نيستند... .
ما از اين جمله مبارك مىفهميم كه مشركان در مورد شريكان خود معتقد بودند كه آنان مالك شفاعت به نحو استقلال مىباشند بدون اعتقاد بر توقف شفاعت آنان بر اذن از جانب خدا براى هر كسى كه مىخواهد و رضايت مىدهد. و معناى آيه اين است كه آنان براى شريكان خود نفوذى در ملكيت و شريكى در آن به جهت منزلت آنان نزد خداوند قرار دادهاند؛ زيرا بينشان و بين خدا علاقهاى است كه آنان را به خداوند مخصوص نموده به سبب ولادتى كه آنان گمان كردهاند يا غير آن، و لذا صدا زدن آنان و خضوع در برابرشان عبادت به حساب مىآمد؛ زيرا هنگامى كه آنان براى شريكان خود در ملك شريك قائل شدند در حقيقت براى ايشان در وجود خودشان نيز شريك قائل شدند. آنگونه كه خداوند متعال مىفرمايد: (وشفيعانى را كه شريك در شفاعت خود مىپنداشتيد، با شما نمىبينيم! پيوندهاى شما بريده شده است؛ وتمام آنچه را تكيهگاه خود تصوّر مىكرديد، از شما دور وگم شدهاند!) و بدين جهت است كه صدا زدن و خضوع نسبت به آنان عبادت به حساب مىآيد؛ زيرا خود را بنده خدايانشان