100 خدا)؛ زيرا ترساندن آنان او را از دعوتش به توحيد خدا دليل است بر اعتقاد آنان درباره شريكانشان به اينكه آنان مستقل در ضرر رساندن مىباشند، همانگونه كه به شعيب(ع)گفتند: (ما نمىگوييم جز آنكه برخى از خدايان ما ضررى به تو رساندهاند). پس اين آيه دلالت دارد بر اينكه مشركان در حق خدايان خود نفوذ و مشاركت در ملك خدا را معتقد بودند. 1
همچنين مىگويد:
از جمله شواهدى كه دلالت مىكند بر اينكه مشركان در حق خدايان خود از غير خدا اعتقاد به نفع و ضرر و امثال آنها داشتند كه مستلزم مشاركت در ملكيت [با خداست] قول خداوند متعال است: (به خاطر بياور) روزى را كه خداوند همه آنان را بر مىانگيزد، سپس به فرشتگان مىگويد: آيا اينها شما را پرستش مىكردند؟! آنها مىگويند: منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولى مائى، نه آنها؛ (آنها ما را پرستش نمىكردند) بلكه جنّ را پرستش مىنمودند؛ واكثرشان به آنها ايمان داشتند! (آرى) امروز هيچ يك از شما نسبت به ديگرى مالك سود وزيانى نيست! وبه ظالمان مىگوييم: بچشيد عذاب آتشى را كه تكذيب مىكرديد!) و قول خداوند متعال: (او شب را در روز داخل مىكند وروز را در شب؛ وخورشيد وماه را مسخّر (شما) كرده، هر يك تا سرآمد معينى به حركت خود ادامه مىدهد؛ اين است خداوند، پروردگار شما؛ حاكميت (در سراسر عالم) از آن اوست: وكسانى را كه جز او