33بحث درباره اين ماجرا و تفسير اين آيه، نياز به نوشتهاى جداگانه دارد. اما به ناچار و در نهايت اختصار، تنها به آن بخش اشاره مىشود كه به حضرت فاطمه(عليها السلام) مربوط است.
مسيحيان براساس اعتقاد باطل خود، مىگفتند حضرت عيسى(ع) پسر خداست و چنين استدلال مىكردند كه نمىشود كسى بدون داشتن پدر به دنيا بيايد. ازاينرو خداوند متعال در قرآن به رسولخدا(ص) دستور داد تا از مسيحيان نجران بخواهد كه اگر درباره حضرت عيسى(ع) بر اعتقاد خود باقىاند، خود را براى مباهله آماده كنند و طبق اين آيه فرمود كه خودشان، پسرانشان و زنانشان را براى مباهله حاضر كنند.
هنگامى كه رسولخدا(ص) اين آيه را براى نمايندگان مسيحيان نجران خواند و آنان را به مباهله دعوت كرد، آنان گفتند: «برمىگرديم و در كار خود مىانديشيم و نزد تو مىآييم». سپس آنان از «عاقب» كه بزرگ آنان و صاحبنظر بود، پرسيدند: «اى عبدالمسيح! نظر تو چيست؟» گفت:
به خدا سوگند! اى گروه نصارى! شما شناختهايد كه محمد نبى مرسل است و سخن او درباره حضرت