76باشد. مبارك باشد؛ امروز تو مولاى ما و مولاى كل مؤمنان شدى!»
حاج آقاى رحيمى سرفهاى كرد و گفت: ببخشيد! ببخشيد! بگذريم درد دل زياد است. خوب آقا مصطفى شما بگوييد. مصطفى كه غافلگير شده بود با دستپاچگى گفت: چه عرض كنم حاج آقا. من، من هم از تعصبات بىجا و توهين خوشم نمىآيد. پيش از اين هم به برخى دوستان گفتهام. من اگر متوجه توهينهاى اين آقا مىشدم اصلاً كتاب را به اين و آن نمىدادم. باور كنيد، باور كنيد هدف من فقط روشنشدن مطلب بود. راستش... .
حاج آقا رحيمى وسط حرف مصطفى پريد و گفت: مهم نيست آقاى سرمد. اتفاقاً خوب كارى كردى. اينطور، واقعيات بيشتر روشن مىشود. غرض بنده هم ناراحتكردن شما نبود، بلكه مىخواستم بيشتر چشم و گوشتان را باز كنيد؛ بحث و جدل علمى با توهين و جسارت فرق دارد. در طول تاريخ علماى هر دو مذهب با هم مناظره و گفتوگو داشتهاند. اما آنها كه دنبال حقيقت بودند، هيچگاه به هم توهين نمىكردند.
حاج آقاى رحيمى سخن خود را به پايان برد، بعد ظرف ميوهاى را كه چند عدد سيب و پرتقال در آن قرار داشت روى ميز گذاشت و با عذرخواهى گفت: ببخشيد اصلاً حواسم نبود، بفرماييد. خواهش مىكنم گلويى تازه