54بچهاش مىزد و نه فقراى فاميل را از ياد مىبرد. حساب سال خمسىاش را هم يك روز به تأخير نمىانداخت؛ زيرا به گفته خودش، هم دَيْنَش را ادا مىكرد و هم باعث بركت كاسبىاش بود. با اينكه 45 سال از عمرش مىگذشت، هنوز هم با همان نشاط جوانى اهل مطالعه بود و اين ويژگى اخير چيزى بود كه مصطفى را به او علاقهمند كرده بود. مصطفى هم در اين دو هفته بيكار ننشسته بود و درباره اهلبيت پيامبر(عليهم السلام) اطلاعاتى كسب كرده بود تا به دايى محسن بفهماند كه اهل سنت چندان هم از خاندان پيامبر(عليهم السلام) بيگانه نيستند.
تابلوى جاده 115 كيلومتر به قم را نشان مىداد كه مصطفى لب به سخن گشود و چنين گفت: محبت اهل بيت(عليهم السلام) در قرآن آمده و خداوند درباره آن سفارش كرده است. 1 امام شافعى نيز در اينباره مىگويد: «محبت اهلبيت پيامبر(عليهم السلام) از جانب خداوند بر همه كس واجب شده است و كسى كه در نمازش بر آنان صلوات نفرستد، نمازش باطل است». 2