111اى ابوبكر! آيا در كتاب خدا نوشته كه تو از پدرت ارث مىبرى و من از ارث پدرم محروم گردم؟! دروغ بزرگى بر خدا بستهايد! آيا عمداً كتاب خدا را پشت سر مىاندازيد؟! مگر خدا در قرآن نمىگويد: سليمان از داود ارث برد؟! مگر در قرآن از قول زكريا نقل نشده كه به خدا عرض كرد: پروردگارا! به من فرزندى عطا كن تا از من ارث ببرد و وارث آل يعقوب باشد؟! مگر خدا... آيا چنان مىپنداريد كه من با پدرم نسبت ندارم و از وى ارث نمىبرم؟! آيا آيات ارث مخصوص شماست و پدر من از آنها خارج است؟! يا بدان دليل مرا از ارث محروم مىسازيد كه اهل دو دين از هم ارث نمىبرند؟! مگر من و پدرم از يك دين نيستيم؟! آيا شما بهتر از پدر و پسر عمويم از قرآن اطلاع داريد؟! اى ابابكر! خلافت و فدك مهارشده ارزانىات باشد. ولى در قيامت تو را ملاقات خواهيم كرد...». 1
استدلالهاى فاطمه(عليها السلام) چون پتكى بر سر ابوبكر فرود مىآمد. هرچه سعى مىكرد خطبه فاطمه را به فراموشى