97صف نمازگزاران رفته و از احوال آنان كه در نمازجمعه نيامدهاند جويا مىشوند. پس مىگويند:
فلانى كجاست؟ گفته مىشود: او بيمار است.
مىگويند: بار خدايا! شفايش بخش تا نمازجمعه را بهپا دارد و اقامه كند. مىگويند فلانى كجاست؟ پاسخ داده مىشود: به مسافرت رفته است. فرشتگان مىگويند:
بار پروردگارا! به سلامت باز گردانش كه او يار نمازجمعه است. فلانى كجاست؟ مىگويند: مُرد.
فرشتگان گويند: پروردگارا! او را ببخشاى و از گناهانش بگذر، همانا او پيوسته نمازجمعه را اقامه مىكرد.
در حديثى ديگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:
إذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، كانَ عَلىٰ كُلِّ بابٍ مِنْ أبْوابِ الْمَسْجِدِ مَلائِكَةٌ، يَكْتُبُونَ الْأوَّلَ فَالْأوَّلَ، فَإِذا جَلَسَ الْإمامُ طَوَوُا الصُّحُفَ وَجاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ. 1
هنگامى كه روز جمعه فرا رسد، فرشتگانى بر هر درى از درهاى مسجد مىايستند، و نام افرادى را كه به مسجد وارد مىشوند به ترتيب اوّل، دوم...
مىنويسند. پس آنگاه كه امام جمعه در جايگاه نمازجمعه قرار گرفت كاغذها را بسته، مىنشينند و به خطبهها گوش مىكنند.