87
فصل دوم: نفى شريك از خدا
يعنى آفريدگار هستى يكى است و شريكى ندارد.
گفتيم كه يگانگى و يكتايى خداى متعال مقتضاى فطرت است و دين اسلام نيز آن را پذيرفته و از اصول بنيادين خويش قرار داده است. پس دلايلى كه اسلام را ثابت مىكند، اثبات اين حقيقت را نيز بر عهده دارد.
استدلال بر توحيد خداوند، و نفى شريك از او
با وجود حكم فطرت به توحيد، مطالبى كه پيشتر دربارۀ واجبالوجود ازلى گفتيم و اينكه چنين وجودى بايد بىنياز از غير خود باشد، خود دليلى است بر يگانگى آن وجود.
توضيح مطلب اينكه اگر واجبالوجود متعدد باشد، همانگونه كه همۀ آنها داراى جهت مشتركى هستند كه اقتضاى «وجوبِ وجود» آنها را دارد، هر يك از آنها ويژگىهاى منحصر به فردى دارند كه آنها را از يكديگر متمايز كرده و به عنوان حد و مرزهاى وجودى، از يكديگر جداىشان مىسازد. اين حد و مرزها، غير از آن جهت مشترك، يعنى «وجوب وجود»اند و از آنجا كه پديدههاى محدود، به حدود خويش نيازمندند - چون قوام وجودى آنها به آن حدود است - پس هر يك از آن واجبالوجودها به حدودِ زائد بر جهتِ مشتركشان؛ يعنى وجوب وجود، احتياج دارند