3371. اين امر سبب ايجاد انگيزۀ بيشتر در پيروان هر امام مىشود تا با توجه به خويشاوندى بين آن امام و مؤسس و بنيانگذار دين اسلام، يعنى پيامبر خدا(ص)، قول و سخنش را بپذيرند، رابطۀ معنوى خويش را با او محكمتر كنند، براى ايشان حرمت و تقدس بيش از پيش قائل شوند و تا زمانى كه اين دعوت وجود دارد و پيروانى براى حمل و تبليغ آن موجود است، اين رابطه را ادامه دهند؛ زيرا كسى كه اين منصب بزرگ را عهدهدار مىشود، بايد در عالىترين مراتب روحى و سلوكى قرار داشته و الگوى كاملى براى ديگران باشد. پس هنگامى كه مردم پى مىبرند كه وجود امام، ادامۀ طبيعى پيشينيان اوست - چون از همان خاندان و ذريه است - تعقلشان به وى افزون مىگردد و سبب مىشود كه تعاليم و دستورات او را به آسانى بپذيرند و همچون او، در عرصۀ فردى و اجتماعى سلوك كنند.
اين مطلب، نظير اين سخن است كه پيامبران ميان قوم خود، از معتدلترين نسب برخوردار بودهاند. 1 نيز آنچه از پيامبر(ص) روايت شده است كه فرمود:
بدانيد كه خداى عزّوجلّ مخلوقات را آفريد و مرا بهترين آنها قرار داد. پس آنها را به دو دسته تقسيم كرد و مرا از بهترين دسته قرار داد. آنگاه آنها را دو قبيله كرد و مرا از بهترين قبيلهها قرار داد. سپس آنها را در خانههايى قرار داد و خانۀ مرا بهترين خانهها ساخت. خانۀ من بهترين خانهها و من، بهترين شمايم. 2
گرچه خداى متعال مىتواند برترين پيامبرانش را از بدترين و پستترين خانهها و قبيلهها قرار دهد، اما والايى قبيله و خانه، بيشترين انگيزه را براى مردمان ايجاد مىكند تا پيامبرشان را حرمت بگذارند، دعوت ايشان را بپذيرند و به تعاليم و دستورات آنها گردن نهند.
2. ضوابط خاص خويشاوندى در امامت، سبب مىشود كه خبرگان جامعۀ انسانى،