338نص مربوط به امامِ آينده را به صورتى درخور و شايستهتر، پذيرا شوند و در امور بر او سبقت نگيرند، چراكه اولويت خويشاوندان، از موارد مورد قبول و اتكاى عمومى است. مطالب مناسب در اين باره را در كتاب فى رحاب العقيده، در جواب سؤال چهارم آوردهايم.
سلسلۀ نسب امام لاحق با پيامبر(ص)، حتى در صورت وجود واسطههاى متعدد، چيزى از حرمت، تقدس و پذيرش او نمىكاهد، چرا كه در اين سلسله، شرافت سابق و لاحق، احترام مضاعف و تقدس مؤكدى را سبب مىشود: «نورى است بر فراز نورى و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند» 1. ازاينروست كه مىبينيم حديث معروف «سلسلة الذهب» حتى نزد مسلمانان غير شيعه، از عظمت و اعتبار بالايى برخوردار است.
با اين همه، بسيارى كوشيدهاند اين مسئله را با نسبت دادن آن به نوعى از انحصار قبيلگى و سودجويى نَسَبى و خانوادگى كه با مقام نبوت و خلافت سازگارى ندارد، به نقد بكشند.
اگر امامت و خلافت را مبتنى بر قدرتنمايى، برترىطلبى، سوء استفاده و انحصار بدانيم، اين ايراد بجاست؛ چنانكه امروزه، بعضى از قبايل و طوايف به نام دين، بر گردۀ مردم سوار مىشوند و حكمرانى مىكنند.
اما اگر اساس امامت و خلافت را آراستگى به ارزشهاى اخلاقى، برابرى با مردم و خدمت به آنان و نيكى به عامه و تواضع در برابر آنان بدانيم - همچنان كه اين صفات و ويژگىها در امام منصوص، بايسته و ضرورى است - ديگر جايى براى سودجويى و انحصارطلبى نمىماند. بلكه امامت، توفيق و فضيلتى است از سوى خدا كه آن را به بندگان خاص و برگزيدهاش اختصاص مىدهد و محبت ائمۀ خويش و خلفاى الهى را در دل مردم جا مىدهد و رابطۀ محكمى بينشان برقرار مىكند و مردم را در برابر تعاليم