332
ب) روايات ويژه، مربوط به امامت هر يك از ائمه(عليهم السلام)
گفتيم كه لازم نيست در اين بحث رواياتى را بياوريم كه همۀ مسلمانان قبول كردهاند، بلكه به طور عام، ذكر روايات مورد پذيرش قائلين به وجود نص، دربارۀ امامت دينى و دنيايى اميرمؤمنان(ع) و اهلبيت(عليهم السلام)، كفايت مىكند. همچنان كه يادآور شديم در اين باره روايات مستفيضه، بلكه متواتر و مقبول نزد شيعه و اهل سنت است كه تصريح دارند ائمه(عليهم السلام) دوازده نفرند. نيز گفتيم كه اين دسته از نصوص، جز بر مذهب اماميه كه امامت را به نص الهى و تعداد ائمه(عليهم السلام) و ويژگىهاى ايشان را مشخص مىداند، تطبيق نمىكند.
از مطالب سابق، در مقام اول، روشن شد كه نخستين اين ائمه(عليهم السلام)، اميرمؤمنان(ع) است و پس از آن حضرت(ع)، فرزند بزرگوارشان امام حسن(ع) و سپس امام حسين(ع)؛ چون اين دو در عصر پيامبر(ص)، با اميرمؤمنان(ع) بودند و از اهلبيت(عليهم السلام) به شمار مىآمدند. پس احتمال اينكه ديگرانى غير آن دو مراد باشند، بىجاست. افزون بر اينكه در بعضى از روايات عامه و مستفيضه، بلكه متواتر، به امامت آنها تصريح شده و بدون ترديد، هركس به نص يا ويژه بودن امامت براى اهلبيت(عليهم السلام) اقرار كند، امامت حسنين(عليهما السلام) را انكار نخواهد كرد. نهايت اينكه امام حسن(ع) مقدم است؛ چون فرزند بزرگ اميرمؤمنان(ع) بوده و در بعضى از روايات نيز مقدم داشته شده و اميرمؤمنان(ع) براى امامت پس از خود، به آن حضرت وصيت كرده بود. بلكه فرض امامت امامحسن(ع)، تقدم ايشان بر امام حسين(ع) را لازم مىآورد؛ چون پيش از وى از دنيا رفته است.
امامت، منحصر در فاطمىها
جاى تأمل و ترديد ندارد كه پس از امام حسين(ع) امامت بايد در علويان از بنىهاشم و به خصوص در فاطمىهاى ايشان قرار گيرد؛ زيرا: