313مراد از «ولى» در اين آيه به معناى دوست، يارىكننده و مانند آن كه در معناى «ولى» ذكر كردهاند، نيست. بلكه كسى است كه به امور و سرپرستى مردم از خود آنها به آنها سزاوارتر است؛ چون تناسب معنايى كه ما آورديم، به دلايل زير مناسبتر است:
الف) اهميت مورد استفاده از آيه، با توجه به مقام نزول، ما را به معناى مذكور راهنمايى مىكند؛ چون ولايت به ديگر معانى ذكر شده، به حدى روشن است كه به گفتن نياز نيست.
ب) با توجه به حصرى كه از «انّما» فهميده مىشود، بايد معناى مورد نظر مراد باشد؛ چون معانى ديگر اختصاص به على(ع) ندارد. بلكه همۀ مؤمنان، درباره هم بايد محبت، يارى و... داشته باشند.
ج) ولايت اميرمؤمنان(ع) در پى ولايت خداى - عزّوجلّ - و ولايت پيامبر خدا(ص) ذكر شده است و بايد به يك سياق معنا شوند.
د) ولايت اميرمؤمنان(ع) شرط اخير براى ورود به حزب الهى كه سرانجام غالب مىگردد، قرار گرفته است. بنابراين منظور از «اَلَّذِينَ آمَنُوا» در آيۀ دوم، همان «اَلَّذِينَ آمَنُوا» معهود در آيۀ اولى، يعنى صدقهدهندۀ در حال ركوع است كه ظاهر آيه همين را مىرساند.
روايت ابوذر دربارۀ نزول آيۀ مذكور
در اينجا مناسب است روايتى از ابوذر(رضى الله عنه) كه دربارۀ آيۀ ولايت نقل كرده، ذكر كنيم. وى مىگويد:
با دو گوش خود شنيدم و با دو چشم خود ديدم كه پيامبر خدا(ص) فرمود: «على، پيشواى نيكان و قاتل كافران است. هر كه او را يارى كند، يارىاش كنند و هر كه او را واگذارد، به خذلان و خوارى دچار شود».
روزى از روزها، نماز جماعت ظهر را به امامت پيامبر خدا(ص) مىخوانديم كه گدايى وارد مسجد شد؛ اما كسى به او چيزى نداد... ؛ على(ع) در ركوع بود. پس او را به انگشت كوچك دست راست خود كه در آن انگشترى بود، متوجه