294كردن سرداب غيبت در سامرا به چوبهايى كه نام دوازده امام(عليهم السلام) بر آن نقش بسته و تا امروز باقى است. نيز گفته شده كه الناصر لدين الله براى خود در رواق امام كاظم و امامجواد(عليهم السلام) قبرى آماده كرده بود، اما خانوادهاش او را در جايى ديگر دفن كردند. آن قبر تا زمان خواجه نصيرالدين طوسى، خالى ماند و پس از فوت خواجه، وى را در آن به خاك سپردند. 1
پس از عباسيان نوبت به عثمانيان رسيد تا شرط قرشى بودن را براى احراز منصب خلافت لغو كنند و خلافت را حق شرعى خود بدانند و آن را به ميراث و تعيين، از خليفۀ پيشين به شخص بعدى منتقل نمايند يا با زور و نفوذ، صاحبِ آن شوند. در اين راستا بسيارى از اشخاص مورد احترام و بعضاً مقدس، نزد عامه، به اعمالى دست زدند كه با ديدگاهشان دربارۀ امامت و خلافت، هماهنگى ندارد:
- چنانكه گذشت، اميرمؤمنان(ع) و جماعتى از پيروان ايشان، مدتى از بيعت با ابوبكر امتناع كردند. بىشك اگر ثبوت امامت از راه غلبه و زور براى فرد غالب، از نظر آنان معتبر بود و وجهۀ شرعى مىداشت، آنان در بيعت با خليفه درنگ نمىكردند؛ زيرا دانستيم كه شناخت امام و بيعت با او واجب و شوريدن عليه او حرام است.
- همچنانكه صديقۀ طاهره، فاطمه زهرا(عليها السلام) نيز به شدت در مقابل حوادث مربوط به خلافت ايستادگى نمود و ابوبكر را با تندترين لحن خطاب كرد و درحالىكه از او ناخشود بود، از دنيا رحلت كرد و وصيت نمود شبانه به خاك سپرده شود 2 تا ابوبكر و طرفدارانش در مراسم دفن او شركت نكنند. وصيت حضرت(عليها السلام) انجام گرفت و تاكنون قبر ايشان مخفى مانده است.