295آيا كسى مىتواند ادعا كند كه چون حضرت فاطمه(عليها السلام) ابوبكر را به امامت نشناخته و با او بيعت نكرده، پس - العياذ بالله - به مرگ جاهلى مرده است؟! همان رواياتى كه پيشتر، در مقام نخست، يادآور شديم.
- سعد بن عباده، بزرگ خزرج، و بعضى از انصار نيز با ابوبكر بيعت نكردند و سعد يكسره از خليفه و اطرافيانش كناره مىجست تا اينكه در زمان اولى يا دومى به قتل رسيد.
- امام حسين(ع) و يارانش از بيعت يزيد امتناع ورزيده و عليه او قيام كردند، و در نهايت، آن حضرت با اهلبيت و يارانش، حماسهاى دينى و جاودان را در كربلا رقم زد كه پژواك آن تا هميشۀ روزگار، به گوش خواهد رسيد.
آرى، عدهاى امام(ع) را نصيحت كردند كه دست از قيام بردارد. اما از آن جهت كه مبادا مردم او را تنها بگذارند و امويان در حقش ظلم و ستم روا دارند؛ نه اينكه قيام آن حضرت را شرعى نمىدانستند و به خلافت يزيد مشروعيت مىدادند. جالب اينكه شمارى از اين نصيحتگران نظر خود را اينگونه به امام حسين(ع) القا مىكردند كه «اى فرزند پيامبر خدا(ص)، خداوند شما را از دنيا پيراسته و آن را از شما اهلبيت دور گردانده است».
اينان چنين مىپنداشتند كه گويا امامت و جانشينى نبوت - با آن مقام رفيع - تنها يك منصب دنيايى است كه براى رسيدن به متاع و زينت دنيا، وضع شده است. اينان تحت تأثير اوضاع آشفته و حقيقت زداى آن روز، فراموش كرده بودند كه امامت مقامى است دينى و مقدس و تنها كسانى شايستگى آن را دارند كه ديندار، خيرخواه در راه خدا و در انديشۀ سامان دادن به اوضاع دين و مسلمانان باشند.
- عبدالله بن زبير نيز با يزيد بيعت نكرد. بلكه شورشى بزرگ، ضد او به راه انداخت.
- عدۀ زيادى از بزرگان مدينه، بر يزيد خروج كردند كه به وقوع واقعۀ هولناك حرّه انجاميد.
- شهيد بزرگوار، زيد، فرزند امام على بن الحسين(عليهما السلام) بر هشام بن عبدالملك خروج