286مطالب در اينباره؛ همچنان كه موجوديت شيعه و اساس دعوت ايشان بر آنها استوار شده است. بىشك اماميه دربارۀ ائمه خود(عليهم السلام) راستگوتر و در حفظ و نگهدارى ميراث علمى و عملى ايشان قابل اعتمادترند؛ زيرا آنها آن پيشوايان را بر ديگران ترجيح داده، به اطاعت آنان روى آورده، راه و روش آنان را نصبالعين خويش كرده و حياتشان را با هستى آنان گره زدهاند. در مقابل نيز، ائمه(عليهم السلام) آغوش پرمهر خود را برايشان گشوده، به آنان دلخوش نموده، جويبار اسرار خويش را به سوى آنان روان كرده، با فرهنگ غنى خود آنان را رشد و تعالى بخشيده و دانشهاى گوناگون در عقايد، فقه، تفسير، اخلاق، آداب، دعاها، زيارات و ديگر معارف دينى و علمى را به آنان آموختهاند. شيعيان نيز آن آموزهها را به نيكوترين صورت گرفته و حفظ و رعايت كردند و به تعليم و تعلم آن همت گماشتند و از اين رهگذر، توانستهاند از ديگران متمايز و بر اهل جهان برترى يابند و اين، گواهى صادق بر انتساب ايشان به ائمه(عليهم السلام) است.
هرچند شيعه در گذشتۀ خويش، همواره در محدوديت و به دور از صحنۀ اجتماع نگاه داشته شده، موجوديت و فرهنگشان در سايۀ ترديدها و شبههها مخفى ماند و به تبع آن، مورد آماج انواع تهمتها و ناروايىها قرار گرفت. اما امروزه شاهديم كه اين گروهِ بر حق، صحنهگردان اجتماع انسانى شده و به واقعيت و حقيقت خود پى برده و آن را بر همگان آشكار نمودهاند و خويشتن را در آيينۀ اصالت، صداقت، امانتدارى، اخلاص، واقعيت و گسترۀ نگاه خود، جلوهگر ساخته است.
بنابراين، شيعهاى كه ميراثِ گرانارج ائمۀ خويش را با تمام تفاصيل و جزئيات آن حفظ كردهاند و آن را در عمل و زندگى به كار بستهاند، در تصديق ائمه(عليهم السلام) نسبت به ديگر فرقهها، سزاوارتر است؛ بهويژه كه تعاليم و دعوت اهل بيت(عليهم السلام) از لغزشها و تناقضات به دور و نسبت به آموزهها و ميراثهاى بر جاى مانده از ديگر دعوتها و فرقهها، به فطرت انسانى و منطق بشرى نزديكتر است. اين نكته، بر هيچ انسانِ جستوجوگر و منصفى پوشيده نيست.