285گرفتهاند. همچون سخن خداى متعال در حق موسى(ع) كه فرمود: «تا زير نظر من پرورش يابى». 1 در اين صورت، فرمانبردارى از ايشان و تسليم در برابر اوامرشان، بر همگان واجب است؛ چرا كه آنها در امور دينى، امام و مرجع بندگان به شمار مىآيند.
با وجود عدم پذيرش اين مقام از سوى عامه، آنها چارهاى جز قبول و تسليم در برابر اهلبيت(عليهم السلام) ندارد؛ آن هم در امرى مهم و سرنوشتساز چون مرجعيت در دين؛ زيرا نمىتوان در آن به حدس خطاآلود اعتماد كرد؛ چراكه دو صورت بيشتر ندارد: ادعاى صادقانه يا دروغ متعمّدانه.
تمام مسلمانان، عظمت، صدق و واقعنگرى ائمه(عليهم السلام) و پيراسته بودن ايشان از هرگونه كذب و خطا را پذيرفته و در آن هيچ شبههاى نيست. اما آنچه جمهور آن را نمىپذيرند و در آن شبهه كردهاند، منصوص بودن ائمه(عليهم السلام) و امامت آنهاست؛ آن هم با متوسل شدن به برخى ادله و ادعاهاى گزافى كه هيچكدام تاب مقاومت در برابر روايات صريحِ وارده در اين باب را ندارد و نمىتوانند با موضعگيرىهاى بيدارگر ائمه(عليهم السلام) در مقابل دشمنان و منكران حق الهى ولايت، معارضه نمايند؛ آنجا كه با سخنان مستدل خود به همگان مىفهماندند: خلافت عهدى است الهى و صاحب آن خليفۀ حق است و بيعت مردم مشروعيت ندارد و خلفا، حق امامت و خلافت ايشان را به ناحق غصب كردهاند.
ما در كتاب فى رحاب العقيده در پاسخ به سؤال سوم، بسيارى از روايات صادره از ائمه(عليهم السلام)، صحابه و بنىهاشم را در اين باب ذكر كردهايم كه در بين اين راويان، چهرههاى برجسته و مورد تأييد عامه نيز وجود دارد. همچنين شمارى از قراين مؤيّد مطلب را متذكر شدهايم. براى آگاهى بيشتر، به آن كتاب مراجعه كنيد.
صداقت شيعه در نقل روايات ائمه(عليهم السلام)
اما آنچه شيعه از ميراث گرانقدر پيشوايان خود حفظ كرده، آكنده است از سخنان و