282با توجه به عدم تطبيق اين ويژگىها بر خلفايى كه با بيعت و قدرت حاكم شدهاند، درمىيابيم كه امامت بايد با نص و نصب الهى باشد و خداى سبحان، خود، ائمه را به اين تعداد و با اين صفات خاص، مشخص كرده باشد.
نيز اين حقيقت با آنچه در بعضى روايات آمده، بسيار مناسبت دارد كه مىگويد: «اين پيشوايان را نه، تنها گذاشتنِ بىوفايان ضرر مىرساند و نه دشمنىِ دشمنان و كينهتوزى كينهتوزان»؛ براى نمونه در حديث جابر بن سمره داريم: «من و پدرم خدمت پيامبر خدا(ص) بوديم. آن حضرت فرمود: اين امت دوازده پيشوا خواهد داشت كه اگر كسى آنها را تنها بگذارد، ضررى متوجه آنان نخواهد شد». 1
نيز در حديثى ديگر چنين آمده است: شنيدم پيامبر خدا(ص) در حال خطبه خواندن بر منبر، مىفرمايد: «دوازده پيشوا از قريش خواهند بود كه دشمنىِ دشمنان آنان را آسيب نمىرساند». 2
بىشك عدم آسيب رسيدن به خلفا با تنها گذاشتن و دشمنى با آنان، در صورتى است كه آن خليفه با نص الهى منصوب شده باشد. اما اگر منصوب از طرف مردم باشد و به زور به قدرت رسيده باشد، چه بسا دشمنىها و روىگردانى مردم، آنان را متضرر و حكومتشان را تضعيف كند و گاه منجر به زوال و فروپاشى آن حكومت شود؛ همچنانكه دربارۀ بسيارى از خلفا - بر مبناى جمهور - اين واقعيت به وقوع پيوسته است.
ازاينرو بايد گفت كه اين روايات جز با مذهب اماميه كه امامت را به نص الهى و تعداد و ويژگىهاى ائمه(عليهم السلام) را از سوى خداى متعال مىداند، با مذهب ديگرى سازگار نيست و اين از جمله قوىترين دلايل ايشان در مقابل مخالفان به شمار مىآيد.