252متعالى گرداند، بسيار نقل شده است. افسوس كه مجال طرح و بيان همۀ آنها در اين كتاب نيست.
2. روايات نقل شده در مرجعيت اهلبيت(عليهم السلام)
دومين طريق براى اثبات مرجعيت اهلبيت(عليهم السلام)، استفاده از آيات و رواياتى است كه در اين باره وجود دارد. ناگفته نماند كه اين آيات و روايات در صورت تمام بودن در اثبات امامت ايشان در مسائل دينى كافى خواهد بود؛ هرچند لزوم جعل امامت دينى را كه در ابتداى اين بخش بررسى كرديم، ناديده انگاريم.
از اين نصوص، بعضى دربارۀ حقّ اهلبيت(عليهم السلام) است، بدون تعيين اشخاص ايشان و برخى ديگر دربارۀ يكايك ايشان، همراه با ذكر نام و ويژگىهاىشان وارد شده است؛ بهخصوص دربارۀ اميرمؤمنان على(ع) سيّد اوصيا و نخستين ايشانكه پيروان ائمه(عليهم السلام)، او را سرآغاز پيشوايان معصوم خويش مىدانند؛ كسى كه اگر نخستين امام باشد، بىشك در شمار ائمه خواهد بود.
الف) حديث ثقلين
ابوسعيد خدرى در حديث مشهور ثقلين، از پيامبر(ص) نقل مىكند كه فرمود:
نزديك است كه مرا فرا خوانند و من اجابت كنم. من دو [امانت] بزرگ و ارزشمند را بين شما بر جاى مىنهم: كتاب خداى عزّوجلّ و عترتم را. كتاب خدا ريسمانى است آويخته از آسمان به زمين، و عترت من همان اهلبيت منند. همانا خداى مهربان و آگاه مرا خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگريد كه پس از من، با اين دو چگونه رفتار مىكنيد. 1