250هيچ چيز را فروگذار نكردهايم 1 و نيز: قرآن، بيانكنندۀ هر امرى است. 2 بگو بدانم اگر كسى به آنچه خدا فرموده، عمل كند و از آنچه نهى نموده، بپرهيزد، آيا كار ديگرى هست كه اگر نكند، خدايش عذاب نمايد و اگر انجام دهد، پاداش يابد؟»
گفت: «چگونه بر كارى كه فرمان نيافته، ثوابش دهند و بر آنچه از آن نهى نشده، عذاب شود».
گفتم: «پس چگونه بعضى از مسائل مورد مراجعۀ شما قاضيان، نه در قرآن از آنها اثرى هست و نه در سنّت پيامبر(ص)؟»
گفت: «خواهم گفت اى برادرزاده. اصحاب ما از عمر بن خطاب روايتى نقل كردهاند كه در ماجرايى بين دو نفر قضاوتى كرد. آنانكه نزديكش نشسته بودند، گفتند: به حق حكم كردى، اى اميرمؤمنان. عمر گفت: مادرت به عزايت بنشيند؛ چه مىدانى به حق حكم كردهام يا به ناحق. اين رأى من بود از سر اجتهاد، پس پيش روى ما، ما را از خطا مبرا مشماريد».
گفتم: «آيا حديثى برايت نخوانم؟» گفت: «آن حديث چيست؟» گفتم: «پدرم، از ابوالقاسم عبدى، از ابان، از على بن ابىطالب(ع) برايم روايت كرد كه حضرت فرمود: قضاوت سهگونه است: دو قسم آن هلاككننده است و يك قسم نجات دهنده. آن دو كه هلاك كنندهاند، يكى قضاوت كسى است كه عمداً به ناحق حكم كند و ديگرى آنكه اجتهاد بورزد و اشتباه كند. اما آن نجاتدهنده، قضاوت كسى است كه به اوامر الهى عمل نمايد و حكم كند. عموجان اين حديث، روايت تو را نقض مىكند».
گفت: «سوگندت مىدهم، صبر كن. تو معتقدى كه همه چيز در قرآن آمده است؟»
گفتم: «خداوند اين را فرموده است. هيچ حلال و حرام و هيچ امر و نهىاى نيست جز اينكه در كتاب خداى متعال آمده، هر كه آنها را بداند، دانسته و هر كه نداند، جاهل