247
1. منحصر بودن ادعاى تعيين امامت به اهلبيت(عليهم السلام)
بىشك وجود چنين نص و تعيينى جز براى اهل بيت(عليهم السلام) ادعا نشده و جز ايشان، كسى ديگر آن را براى خود ثابت ندانسته است. اين خود، به تنهايى براى اختصاص اين منصب به ايشان كافى است؛ زيرا اگر ديگران به اين مقام سزاوار بودند، مىبايست مدعى وجود نص براى خود مىشدند و در اثبات آن سخت مىكوشيدند. درحالىكه تاكنون چنين امرى رخ نداده است و اين امر از يكسو، گواهى است بر امام نبودن ديگران و از سوى ديگر، دليلى است بر صداقت و درستى ثبوت آن براى ائمه(عليهم السلام)، به خصوص كه وارث علم پيامبر(ص) نيز بودهاند. به بيان ديگر: تمام مسلمانان بر اين امر اتفاق دارند كه اين منصب، جز براى اهلبيت(عليهم السلام) براى ديگرى ثابت نشده است. اما در اين ميان، دو بيان متفاوت وجود دارد:
الف) عدهاى از مسلمانان، جعل منصب امامت را در اسلام، به طور كلى منكر شدهاند.
ب) عدهاى نيز اين مقام را در اسلام، ويژه اهلبيت(عليهم السلام) مىدانند.
حال با توجه به خطا بودن ديدگاه اول 1، درستى سخن گروه دوم اثبات مىشود تا خطا و گمراهى تمام مسلمانان لازم نيايد؛ امرى كه نزد همگان ناممكن است و رواياتى گواه بر ناممكن بودن آن وجود دارد كه در ادله خواهيم آورد.
بالاتر اينكه پس از ثابت شدن و تشريع اين منصب در اسلام، صِرف علم به عدم ثبوت آن براى ديگران، كافى است كه آن را براى اهلبيت(عليهم السلام) مسلّم بدانيم.
احتجاج منصور بن حازم
در روايت صحيحى كه دربارۀ احتجاج منصور بن حازم نقل شده، ايشان تقريباً به همين شيوه سخن گفته است؛ آنجا كه مىگويد: «به امام صادق(ع) عرض كردم كه