244خود را انتخاب نمايند، همانطور كه در قرآن كريم مىفرمايد: «ما راه را به او نشان داديم؛ خواه شاكر باشد، خواه ناسپاس». 1
و اين برخلاف اين گفته است كه اختلاف و كشمكش واقع شود چون خداى عزّوجلّ، مرجعى دينى و حجتى محافظ قرار نداده و دين خود را در معرض تحريف و خطا رها كرده است؛ زيرا اين امر نقص در دين و قصور خداوند در تدوين برنامههاى دين را به دنبال دارد. حال آنكه او از اين عيب منزه است و اين مطلب با آيۀ ذيل سازگارى ندارد كه: «امروز دينتان را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام گردانيدم و پسنديدم كه اسلام دين شما باشد». 2 نيز با اين آيه: «هرگز نشده است كه خداوند قومى را پس از هدايت گمراه سازد، مگر آنكه موارد پرهيز را برايشان بيان كرده است». 3
عدم تناسب وجوب مرجعيت دينى با مسئله غيبت
شبهه ديگرى كه در اينباره وجود دارد اين است كه مرجعيت دينى با عقيدۀ اماميه مبنى بر غيبت امام دوازدهم(عجل) سازگار نيست؛ زيرا هرگاه غرض از نصب امام، منع اختلاف در دين، حفظ آن از تحريف و اشتباه و آشكار شدن حق باشد، اين هدف تأمين نخواهد شد، مگر با ظهور امام و امكان دسترسى به او. اما با وجود غيبت امام، چگونه به اين غرض مىتوان رسيد؟ در واقع بايد گفت: «از اين جهت، وجود امام با عدم او برابر است».
پاسخ
غيبت امام دوازدهم(عجل) ويژگى امامت ايشان نيست. بلكه ايشان از سوى خداى متعال امام قرار گرفته تا ظاهر باشد و وظيفۀ خود را در بيان آموزهها و احكام دين و