241
نياز اسلام به امامت
بىشك در مقايسه با اديان ديگر، دين اسلام به حمايت و توجه الهى سزاوارتر است؛ زيرا واپسين دين است و پيامبرش(ص) خاتم پيامبران و پس از او پيامبرى نخواهد آمد و وحى ديگرى نازل نخواهد شد كه حقايق دين اسلام را توضيح دهد و آشكار نمايد و از تحريفات، دستبردها و برداشتهاى جاهلانه در امان نگه دارد.
پس ناگزير، خداى متعال بايد عوامل حفظ و بقاى دين خود را كامل كند و حجت خويش را در اينباره برپا دارد؛ آنهم بدون هيچ شائبه تحريف و بىاعتبارى، تا از اين رهگذر امت اسلامى، پيوسته از اختلاف، درگيرى و كشمكش بركنار ماند.
مناظرۀ هشام بن حكم در حضور امام صادق(ع)
هشام بن حكم در مناظرۀ خود با مرد شامى كه در حضور امام صادق(ع) جريان داشت، به همين حقيقت تمسك جست. به روايت ثقةالاسلام كلينى، در بخشى از روايت طولانى اين مناظره آمده است: «امام صادق(ع) به مرد شامى فرمود: «با اين جوان (اشاره به هشام بن حكم) گفتوگو كن».
مرد شامى پس از اعلام آمادگى به هشام گفت: «دربارۀ امامت اين مرد (امامصادق(ع)) برايم بگو». هشام از گستاخى و بىادبى مرد شامى بهگونهاى خشمگين شد كه بدنش به لرزه افتاد. پس گفت: «فلانى، آيا پروردگارت، به خير و سعادت بندگانش بيناتر است يا بندگان به خير خود؟» شامى گفت: «بلكه پروردگار به خير بندگانش بيناتر است». هشام پرسيد: «با اين آگاهى، خداوند براى خير و سعادت بندگانش چه كرده است؟» شامى در پاسخ گفت: «حجت و دليل خود را براى آنها استوار كرد تا پراكنده نگردند و گرفتار اختلاف و چنددستگى نشوند و آنان را به الفت و دوستى به هم نزديك نمود و به واجباتشان آگاهشان ساخت».
- آن حجت بر مردم كه بود؟