242- پيامبر خدا(ص).
- پس از او، كيست؟
- قرآن و سنت.
- آيا قرآن و سنت، براى رفع اختلافات امروز ما كافى است؟
- آرى.
- پس چرا بين من و تو اختلاف است و تو از شام تا اينجا (مكه)، براى همين اختلاف، آمدهاى؟!
مرد شامى در برابر اين سؤال خاموش ماند. امام(ع) فرمود: «چرا سخن نمىگويى؟»
مرد شامى گفت: «اگر در پاسخ بگويم با هم اختلاف نداريم، دروغ گفتهام و اگر بگويم قرآن و سنت در رفع اختلاف ما كافىاند، سخنى است باطل؛ چون آن دو وجوه مختلف و معانى گوناگون مىپذيرند و اگر بگويم با وجود اختلاف، هر دوى ما بر حقيم، در اين صورت قرآن و حديث به ما سودى نمىبخشد. ولى همين استدلال را عليه عقيده هشام، دليل قرار مىدهم».
حضرت فرمود: «از او بپرس كه او را سرشار از علم و كمال خواهى يافت».
مرد شامى خطاب به هشام گفت: «آيا پروردگار به خير و سعادت آفريدگانش بيناتر است يا ايشان به خير خود؟» هشام پاسخ داد: «پروردگارشان، از آنان آگاهتر است». گفت: «آيا او حجتى برايشان برپا داشت تا اختلافات و نابسامانىهاى آنها را برطرف سازد و سامان بخشد و برايشان حق را از باطل تمييز دهد؟» گفت: «در عصر پيامبرخدا(ص) يا امروز؟»
- در عصر پيامبر(ص) كه خود آن حضرت حجت بود، ولى اكنون آن حجّت كيست؟
- امروز، همين آقايى كه در مسند نشسته (اشاره به امام صادق(ع)) و مردم دستهدسته از هر سو براى ديدار او، به حضورش مىرسند. ايشان ميراثدار علم نبوت است كه سينه به سينه از پدرانش به او رسيده و ما را از اخبار زمين و آسمان باخبر مىسازد.