211تنها دست ارادۀ الهى در كارهاى او دخالت دارد و انسان هيچ نقش و ارادهاى ندارد.
پس افعال بندگان، در نظر ايشان، به حركت خون در رگها و ضربان قلب و ديگر امور تكوينى خارج از بدن انسان، همچون وزش بادها و ريزش بارانها مىمانند كه آدمى را در آنها هيچ اراده و اختيارى نيست.
دوم: رويكرد مفوضه است كه باور دارند انسان در كارهاى خود اختيار كامل دارد و جز ارادۀ او، هيچ ارادهاى حتى ارادۀ الهى، در افعالش نقش و تأثير ندارد؛ يعنى خداى سبحان آدمى را آفريده و تمام كارها و امور او را به خودش واگذاشته و در آنها هيچ اعمال قدرت و اختيار نمىكند.
سوم: رويكرد اعتدالى: رويكرد شيعۀ امامى كه تابع ائمۀ اهل بيت(عليهم السلام) هستند و اين قول مشهور ايشان را وجهۀ نظر خود قرار دادهاند: «نه جبر و نه تفويض، بلكه چيزى ميان اين دو». 1
مبناى اين عقيده آن است كه تمام كارهاى انسان، تحت اراده و اختيار اويند و اين اراده و اختيار، به نوبۀ خود، تابع و در طول تقدير و تدبير خداى متعال است. خداوند آدمى را مالك افعال و اعمال خويش و قادر بر آنها قرار داده، درحالىكه خود بر آنها قدرت و مالكيت اصيل و بىرقيب دارد. پس مقدر فرموده كه انسان هرچه مىكند و نمىكند، از سر اختيار اوست، بىآنكه او را بر انجام يا ترك امرى مجبور كند.
بنابراين، افعال انسان، بدون واسطه، تابع اراده و اختيار او و با واسطه تحت اراده و تقدير الهى است و چنانكه مفوضه مىگويند، از قلمرو سلطۀ حضرت حق بيرون نيست و چنانكه جبرىها مىگويند بدون اختيارِ انسان نيز صورت نمىگيرد.
ازاينروست كه ممكن مىگردد خداوند به انسان خطاب كند و او را به كارى وادارد يا نهى نمايد و در پى آن، به مدح يا ذم و ثواب يا عقاب سزاوار گرداند. توضيح اين مطلب، در فصل چهارم، هنگام بحث از عدل الهى، خواهد آمد.