204خطبهاى كه عظمت آن بانو و خويشتندارى و علمش به ثمرۀ نهضت مقدس عاشورا و فرجام ستمكاران در دنيا و آخرت، در آن تجلى كرده بود. آنجا كه در سخنى طولانى فرمود:
مكر خود را به كار گير و سعى خود را به انجام رسان، اما به خدا سوگند كه نخواهى توانست ياد ما را از ميان ببرى، وحى ما را بميرانى، روزگار ما را دريابى و ننگ اين حادثه را از خود بزدايى. رأى تو غلط، روزگارت كوتاه و جمعيتت پراكنده است، در آن روز كه منادى ندا دهد: «هان نفرين خدا بر ستمكاران باد». 1
بىشك حضرت زينب در سخن خود راستى پيشه كرده بود؛ زيرا دين باقى ماند و دعوتش آشكار شد و ياد اهل بيت - صلوات الله عليهم - در عالم پراكنده شد و مقام و مرتبهشان تعالى يافت. در مقابل، آن ظالمان به پايان راهشان رسيدند و جز نفرين و ننگ، براىشان چيزى باقى نماند.
سخن زينب كبرى با امام زين العابدين(ع)
4. سخن حضرت زينب(عليها السلام) با امام زين العابدين - صلوات الله عليه - هنگامى كه اسيران را به قتلگاه شهدا عبور دادند، درحالىكه پيكرهاى شهدا بر زمين افتاده بود. در آنجا زينب كبرى(عليها السلام)، سخن پيامبر(ص) دربارۀ امام حسين(ع) و شهادتش در كربلا را يادآور مىشود و بعضى جزئيات آن را بيان مىكند و مىگويد:
بىشك خداوند از جماعتى از اين امت، كه فراعنۀ اين دوران آنها را نمىشناسند و نزد آسمانيان شناخته شدهاند، پيمان گرفته كه اين پيكرهاى پراكنده را گرد آورند و به خاك بسپارند و اين اجسام پاره پاره را مدفون سازند، و براى قبر پدر بزرگوارت، سيدالشهداء علامتى بگذارند تا نشانه آن محو نشود و با گذشت