128سود برده است. اما قرآن روشهاى مختلفى دارد. اگر نگوييم كه هر سورۀ آن روشى خاص و مستقل را پيش گرفته است، لااقل در همۀ سورههاى نزديك به هم، روشها گوناگونند. مثلاً شيوۀ بيان در سورۀ بقره، آل عمران، مائده، انعام و اعراف، غير شيوۀ به كار رفته در سورههاى انبياء، مؤمنون، شعراء و صافات است، و اين دو روش با آنچه در سورههاى اسراء، احزاب و فتح آمده متفاوت است و شيوۀ سخن در سورههاى دخان، قلم و واقعه غير از همه است.
البته چه بسا در يك سوره، بيش از يك روش اعمال شده است و گاه بعضى سورهها اسلوب خاص خود را دارند و به آن، از ديگر سورهها متمايز مىشوند، همچون سورههاى محمد، قمر، الرحمن و...
با اينهمه، روش پيامبر(ص) در سخنان و خطبههايش، با وجود والايى و شكوه و جمال، به هيچ يك از روشهاى قرآن مانند نيست و به آنها شباهت ندارد. اين مطلب، با اندك تأملى آشكار مىگردد.
در حالت عادى، غير ممكن است كه پيامبر(ص) قرآن را با اين اسلوبهاى گوناگون گفته و انشاء كرده باشد و آن حضرت به خوبى از عهدۀ تمام اين روشها برآمده باشد، اما در ديگر سخنانش نتواند برخى از اين روشها، يا روشى نزديك به آنها را استفاده كند.
دو - نزول پراكنده، به مناسبتهاى مختلف
قرآن كريم، پيش از آنكه پيامبر(ص) آيه يا سورهاى از آن را آشكار و تلاوت كند، كتابى مجموع و به هم پيوسته نبوده تا تفكر در انشاء، اصلاح و منسجم كردن آن در مدت طولانى پيش از علنى شدن، به آسانى صورت گرفته باشد. بلكه نزول آن تدريجى و به مناسبتهاى مختلف، به شكلى پراكنده بوده است. در موارد بسيارى نيز، تابع رويدادهاى غيرمنتظرهاى چون: تهديدها و مخالفتهاى اهل كتاب و مشركان، بروز