122است و با ويژگىهاى خاص خود، از كلام بشر تمايز مىيابد. در اين باره گفتوگوى ابوعلى جبائى و ابنراوندى را پيشتر نقل كرديم و سخن «وليد بن مغيره» نيز دربارۀ اعجاز قرآن، به زودى خواهد آمد.
در روايت ابراهيم بن عباس از امام رضا(ع) از پدر بزرگوارش آمده كه مردى از امامصادق(ع) پرسيد:
چرا قرآن هر چه بيشتر منتشر مىشود و آن را مىآموزانند و مىآموزند، طراوت و تازگىاش افزون مىشود و كهنه نمىگردد؟ امام(ع) فرمود: «زيرا خداى متعال قرآن را براى زمان و مردمانى خاص قرار نداده است. ازاينرو قرآن تا روز قيامت، در هر زمانى، جديد و براى تمام انسانها تازه و باطراوت است». 1
به همين معنا، در گفتوگوى ابن سكيت و امام هادى(ع)، اشاره شده است. 2
دو نكتۀ ديگر نيز، در اين باره گفتنى است: اول اينكه معانى بلند قرآن با عقل و فطرت انسان باعث مىشود كه هر شنوندهاى با گوش سپردن به آيات الهى، از جان و دل آن معانى را بپذيرد و به آسانى با آنها ارتباط برقرار نمايد و از آنها متأثر گردد.
دوم اينكه قرآن كريم از آغاز تا انجام خود، همواره به نكتهاى اشاره مىكند كه مقدم و اساس موجوديت اوست؛ يعنى اين مطلب كه قرآن كلام خداى متعال است و تجلىگاه تعالى، مالكيت، قدرت، سيطره، عظمت، چيرگى، علم، حكمت و بخششِ حضرت حق.
در هيچ كجاى قرآن از اين مطلب غفلت نشده و در مقامات مختلف و ايراد مضامين و مقاصد گوناگون، از آن صرفنظر نشده است؛ آنجا كه سخن از حمد و ستايش خداى متعال است، يا آنجا كه گفتوگوى خداوند با بندگانش - پيامبران و فرشتگان و حتى ابليسِ معاند و سركش - مطرح مىشود يا سخنان خدا و بندگان دربارۀ يكديگر يا