120
البركة لا التدين، فلا يكون بدعة و لا غلوّاً، و لا اعتقدوا انّ الميت يخلقها، فلا يكون شركاً، فلاينكر عليهم؛ لانّ الاصل خلو اذهانهم عن كلّ خاطر غير طلب البركة و اعتقاد الفضل في الميت و رجائهم حصول البركة عند زيارته او لمس قبره او اخذ ترابه بسبب اعتقادهم لفضله، و لا دليل على تحريم ذلك، و ان ثقل على النواصب و شبهوه بعبادة الأصنام حسداً من عند انفسهم و عداوة مذهب. نعم لو ظهر من بعض المتبركين اعتقاد شرك أو غلو و بدعة باقرار منه، أو فعل يجري مجرى الاقرار فيجب تعليمه و نهيه، و ذلك حيث ظهر منه المنكر بوجه صحيح لا بمجرد تهمة الاعداء... 1
بيشتر تبركها كه از عوام مردم صادر مىشود مقصود به آنها جز طلب بركت نيست نه تدين به آن، لذا بدعت يا غلوّ به حساب نمىآيد و آنان اعتقاد ندارند كه ميت آن را ايجاد كرده است، لذا شرك نمىباشد، و نمىتوان بر آنان ايراد گرفت؛ زيرا اصل خالى بودن ذهنهاى مردم از هر خاطرهاى جز طلب بركت و اعتقاد فضيلت در ميت و اميد آنان به حصول بركت هنگام زيارت يا دست كشيدن به قبر آنان و برداشتن خاكشان به جهت اعتقاد به فضلشان است، و دليلى بر تحريم اين امور نمىباشد،گرچه اين امور بر نواصب گران آمده و آنان را - به جهت حسدى كه در وجودشان است و دشمنى مذهبى كه دارند - به پرستش بتها تشبيه نمودهاند.