119مىكند حيات وتصرفات او باقى است، بهويژه كه آن انسان يكى از اولياى الهى باشد.
رابعاً: گمان اشكالكننده بر اين است كه اين عمل شرك در عبادت است، در حالى كه به اثبات رسانديم عبادت دو ركن اساسى دارد: يكى نهايت خضوع وديگرى همراه بودن با اعتقاد به ربوبيت يا الوهيت كسى كه براى او خضوع مىشود. در مورد تبرك ودست كشيدن بر قبور وبوسيدن آنها هرگز چنين نيتى وجود ندارد.
دليل پنجم: بدعت بودن تبرك از قبور
دست كشيدن بر قبور وبوسيدن آن بدعت بوده واز منكرات است.
پاسخ
اوّلاً: نبود دليلِ بر نهى وحرمت، شرعاً وعقلاً دليل بر جواز است
ونيازى به نصّ وتصريح بر جواز ندارد؛ زيرا اصل در اشياء حرمت وعدم جواز نيست، بلكه عكس آن مىباشد. ودر مورد دست كشيدن بر قبور وبوسيدن آن هيچ دليلى بر حرمت وجود ندارد.
ثانياً: نه تنها دليل بر حرمت وجود ندارد بلكه -همانگونه كه اشاره شد- ادلهاى بر جواز بلكه استحباب ورجحان اين عمل موجود است.
سيد بدرالدين حوثى درباره تبرك مردم از آثار اوليا مىگويد:
انّ اكثر التبرك الذي يصدر من العامة ليس المقصود به إلاّ طلب