166و نيز مىفرمايد:
أَلاٰ لِلّٰهِ الدِّينُ الْخٰالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ (زمر:3)
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند ودليلشان اين بود كه: اينها را نمىپرستيم مگر بهخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند.
آنان مىگويند كه از اين آيه نيز استفاده مىشود، مشركان اعتقاد به واسطه بودن بتها داشتهاند نه آنكه آنها را خدا و نظير خداوند متعال بدانند.
پاسخ
اولاً: همانگونه كه قبلاً اشاره كرديم، ادلّه بسيارى وجود دارد كه مشركان ديدگاه استقلالى در مورد تأثير و افعال و قدرت بتها داشته و آنان را شريك در خلقت و تدبير مىدانستند.
ثانياً: آياتى كه شفاعت را مورد تأييد قرار داده در صورتى كه به اذن خدا باشد اين مطلب را تأييد مىكند كه مشركان معتقد به شفاعت استقلالى و مستقل از خداوند سبحان بودهاند.
ثالثاً: اعتقاد مشركان به استقلال در شفاعت براى بتها از ظاهر برخى آيات نيز استفاده مىشود.
خداوند متعال مىفرمايد:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كٰانُوا لاٰ يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَعْقِلُونَ* قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ