36فكر شركآلودى را به شيعه نسبت مىدادند. و البته كه اين نوشتهها تأثيرى بهسزا در من داشت و آن دانشسراها به همين كتابهايى كه به شيوه وهابيان نوشته شده بود بسنده مىكرد و اجازه نشر به نوشتههاى اهل سنتى كه روشى غير از روش وهابيان در شناخت شيعه داشتند، نمىداد. پس از گذشت زمانى فرصت برايم پيدا شد تا بتوانم نوشتههايى را كه دربارۀ شيعه نوشته شده و همچنين نوشته بزرگان سنى مذهب را درباره شيعه بخوانم و لذا سخت غافلگير شدم، چرا كه ديدم روش پژوهش آنان تفاوتى بنيادين با روش وهابيان دارد. آنان متوجه خلط بين تشيع و غلو شدهاند و از همين رو، سبك پژوهشى وهابيان -كه هيچ تفكيكى بين شيعه و غاليان نگذاشتهاند - را سخت مورد نقد قرار دادهاند و معتقدند كه خواندن نوشتههاى وهابيان درباره تشيع، حتى گوشهاى از واقعيتها و ويژگىهاى اين مذهب را براى خواننده به ارمغان نمىآورد... . 1
عوامل خلط بين غلو و تشيع
خلط وهابيان بين غلو و تشيع عواملى دارد:
1. جهل به معناى غلو
غلو چيزى است كه همه مذاهب اسلامى آن را رد كردهاند، و هيچ فرقهاى را نمىيابيد كه غلو را پذيرفته باشد. اين نگاه قهرآميز مذاهب به مسأله غلو، ناشى از هشدارهاى مكرر قرآن و سنت نبوى است؛ چرا كه