95 را مطلبى بزرگ و دشوار بدانيم. درحالىكه وجود آن دو را نزد دابّه بزرگ نمىشماريم.
جزايرى مىنويسد: لازمه سوم: صاحب اين اعتقاد، خود را خوار نموده و كجفهمى و كمعقلى خود را نشان داده و براى خود احترام قائل نشده است؛ زيرا اگر به او گفته شود انگشتر كجاست؟ عصا كجاست؟ يا مثلاً الواح [حضرت موسى]كجا هستند؟ پاسخى نمىيابد و نمىتواند يكى از آنها را بياورد. بنابراين، معلوم مىشود كه اصل قصه، از اوّل تا آخر، دروغى بيش نيست.
پاسخ به جزايرى: نمىدانم چگونه از اين عقيده، لازم مىآيد كه شيعه خود را حقير و خوار كرده باشد؟ آيا لازمۀ اعتقاد شيعه به اينكه ميراث انبيا عليهم السلام نزد اهلبيت عليهم السلام است، خواركردن خود است؟ چرا جزايرى كسى را حقير و خوار مىداند كه معتقد است خداوند آيات و نشانههاى پيغمبران عليهم السلام ، مانند انگشتر سليمان و عصاى موسى و پيراهن آدم را نزد بهترين خلق خدا (پيغمبران) حفظ و نگهدارى كرده تا اينكه به دست اهلبيت پاك پيامبر (ص) برسند؟ اما خوار نمىشمارد كسى را كه معتقد است خاتم سليمان و عصاى موسى در آخرالزمان نزد «دابّةالارض» خواهد بود؟ و آن دابّه را نيز اين چنين معرفى مىكنند كه داراى چهار دست و پا و مويى تازهروييده و صدايى همچون صداى شتر است؟ 1