85 از على بن اسباط، از محمدبنفضيل، از ابوحمزۀ ثمالى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است.
عمران بن موسى در اين روايت مشترك است بين عمران بن موسى خشاب و عمران بن موسى اشعرى - كه هر دو مجهول و ناشناخته هستند- و بين عمران بن موسى زيتونى كه ثقه است. اما موسى بن جعفر بغدادى نيز مجهول و ناشناخته است. مامقانى مىگويد: «گويا وى از اماميه است، ولى مجهول و ناشناخته است». 1
محمد بن فضيل نيز بين ضعيف و غيرضعيف مشترك است. مامقانى درباره او مىگويد: «صاحب اين نام، خواه يك نفر باشد خواه بيشتر، يا ضعيف است يا مجهول». 2
بنابراين، استناد به احاديث اين باب از اصول كافى براى اثبات حقيقتى كه ابوبكر جزايرى آن را كشف كرده، مغالطهاى بيش نيست.
***
ابوبكر جزايرى مىنويسد: آنگاه اى شيعىمذهب! اعتقاد تو درخصوص اين حقيقت، تو را ملزم به پذيرش امورى مىكند كه در نهايتِ زشتى و بُطلان هستند و چارهاى ندارى -درحالىكه عاقل هستى- جز اينكه از آن امور بيزارى جويى و به آنها معتقد نشوى و آن امور عبارتاند از:
لازمۀ اوّل: دروغگوشمردن على[ عليه السلام ] در اين سخنش كه وقتى از او سؤال شد: «آيا رسول خدا[ (ص) ] شما آلالبيت را به چيزى مخصوص گردانيده است؟» فرمود: «نه، مگر آن چيزى كه در غلاف شمشيرم است». آنگاه صحيفهاى را از آن بيرون آورد كه در آن چهار مطلب آمده بود، كه اهل حديث، مانند بخارى و مسلم، آنها را بيان كردهاند.