86
پاسخ به جزايرى: به دو دليل، لوازمى كه جزايرى بيان كرده، شيعه را ملزم به پذيرش اين امر نمىكند:
اوّل: چنانكه قبلاً گفتيم، تمام احاديث اين باب از اصول كافى ضعيفاند و حديث ضعيف، نه كسى را ملزم مىكند و نه مىتوان به آن ملتزم شد.
دوم: اين لوازم، بهويژه لازمۀ سوم و چهارم، در واقع اصلاً لازمه نيستند؛ چنانكه به زودى خواهد آمد.
پاسخ لازمۀ اوّل
اين مطلب كه جزايرى گفته «لازم مىآيد على[ عليه السلام ] را در حديثى كه بخارى و مسلم آن را نقل كردهاند، تكذيب نماييم»، درست نيست؛ زيرا:
اولاً، حديثى كه بخارى و مسلم از على عليه السلام نقل كردهاند، متواتر نيست. 1
ثانياً، اين حديث را تنها اهل سنّت روايت كردهاند. پس نمىتوانند با آن ضد شيعيان استدلال كنند. همچنين اگر بپذيريم كه اين روايت صحيحه است، باز هم يقين پيدا نمىكنيم كه از حضرت على عليه السلام صادر شده باشد؛ زيرا از صحت روايت، قطع به صدور حاصل نمىشود؛ نهايت چيزى كه حاصل مىشود، ظن به صدور است.
با فرض اينكه هر دو روايت (روايت كلينى و بخارى) را صحيح بدانيم و تعارض ميان آنها را بپذيريم، اگر كسى به يكى از اين دو روايت كه از حضرت على عليه السلام نقل شده، معتقد شود، تكذيب حضرت لازم نمىآيد؛ زيرا در غير اين صورت، عمل به اخبار متعارض، جايز نمىشد.
به علاوه، بيشتر شيعه، بهويژه عوام آنان، از اين حديثى كه اهل سنّت روايت